شمس دین ، ای ترا بهر نفسی


در جان کهن سعادت نو

ای زبانها بمدحت تو روان


وی روانها بطاعت تو گرو

بر گذشته موافق تو زچرخ


در فتاده مخالف تو بگو

تا بود راحت از شنیدن مدح


جز همه مدح مادحان مشنو

همه جز با هنروران منشین


همه جز با سمن بران مغنو